گفتی باید بنویسم که شبِ قصه قشنگه ! رو سرِ ثانیههامون یه حریرِ رنگ به رنگه ! گفتی باید بنویسم جادهی ترانه بازه ! شبِ رو سیاهِ قصه از ستاره بینیازه ! گفتی باید بنویسم ، اما سخته این نوشتن ! از قشنگی قصه گفتن تو دقایقی که زشتن ! چه شبای رنگ به رنگی ! چه جماعتِ یه رنگی ! نه مُسلسلی ، نه جنگی ! چه دروغای قشنگی ! من میخوام یه آینه باشم روبهروی این دقایق ! مثلِ یه بغضِ قدیمی واسه دلتنگیِ عاشق ! اما اینجا سنگِ سایه میشکنه آینهها رُ ! تو یه لحظه برفِ وحشت میپوشونه جای پا رُ ! اینجا باید بنویسی که چشای شب قشنگه ! اینجا جای آینهها نیست ، اینجا وعدهگاهِ سنگه ! چه شبای رنگ به رنگی ! چه جماعتِ یه رنگی ! نه مُسلسلی ، نه جنگی ! چه دروغای قشنگی !
تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه راز پر کشیدنت رو کسی جز من نمیدونه واسه من سخت که بی تو بنویسم مشق پرواز با صدای ساز خسته تر کنم گلوی آواز من و تو گرچه اسیریم حیفه از غصه بمیریم بیا تا آخر دنیا بشینیم و پر نگیریم جای پر زدن زمین نیست توی قلب آسمونه .....
و بر آمد بهاری دیگر مست و زیبا و فریبا ، چون دوست سبدی پیدا کن ، پر کن از سوسن و سنبل که نکوست همره باد بهاری بفرست : پیک نوروزی و شادی بر دوست ! سال 1390 پیشاپیش مبارک باد ستاد دور اندیشان نوروزی !
کی میگه صدا همیشه موندگاره ؟ کی میگه حنجره خاموشی نداره ؟ با تو آوازِ همه شنیدنی بود ، رفتنِ تو ، زخمِ این ناروزگاره ! کی میگه حافظهی کوچه زلاله ؟ کی میگه اینجا فراموشی محاله ؟ گوش بده ! پُشتِ سَرِ صدای پاهات ، آخرین آوازهخونِ کوچه لالِ ! وسعتِ دستای تو آغوشِ دنیاس ! نیستی اما رسمِ نایابت همینجاس ! بیتو سازم پیرهنِ مِشکی میپوشه ! بیتو آهنگِ چشام ، آهنگِ دریاس ! بعد از این تعبیرِ رؤیا باورم نیست ! بیتو ، بیمرگیِ دریا باورم نیست ! رفتنت بغضِ هزار اَبرُ به من داد ! سقفِ آفتابیِ فردا باورم نیست ! بیتو بیبالم برای فتحِ پرواز ! باتو باید گُر بگیرم تا یه آواز ! اولینُ آخرینِ هر ترانه ! من صداتُ میشنوم تو گریهی ساز ! وسعتِ دستای تو آغوشِ دنیاس ! نیستی اما رسمِ نایابت همینجاس ! بیتو سازم پیرهنِ مِشکی میپوشه ! بیتو آهنگِ چشام ، آهنگِ دریاس !
forum.patoghu.com/thread89812.html#post485481 دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
يا علي در راه حق من را دمي ترسان مبين يا علي در راه حق من را تني لرزان مبين اينكه خونها داده ايم اينك همه لرزان شدند چون كه جان دادن براي حق ، مرام يا عليست يا علي راه سبز حق تو اينك دگر مشكي شده آنكه خواهد حق خود مادر سياهپوشش شده جان فداي مادر و جانم فداي مادرم اينكه عدل و حق نباشد واي بر اين منو اين مادرم راه جان دادن به راه عدل مولا وا شده راه سبز جان سپردن در عوض حق را ستاندن وا شده من كه مولايم شهيد من كه اربابم شهيد من كه بانوي دو دنيايم شهيد از چه ترسم از چه لرزم جان دهم در راه تو مولا تا شود فردا در اين دنيا نام من شهيد
اگريادتان بود و باران گرفت... دعايي به حال بيابان كنيد...... التماس دعا....
سلام چه طوری؟ خوبی؟ خوش میگذره؟ چه خبر؟
fadat sham man azizam
سلااااااااااممممممممممم دوست نازم...ممنون ک پیام دادی......خدا کنه زودتر درست شه ک بیای........
سلام خوبم مرسی تو چه طوری؟ عید تو هم مبارک باشه
سلااااااااااااااااااااممم دختری کجایی تو دلمون تنگید برات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام چه طوری؟ خوبی؟
نظرت درمورد آوارتام چیه من عاشق این نی نی هستم 20تا عکسش دارم هر روز میخام یکیش بذارم بنظرت خوبه
سلام دوست خوبم...ببخشید اگه امروز جوابتو ندادم.....چون رفته بودم..نمیدونم..ولی فکر نمیکنم هیجان بخش سرگرمیه خودمون رو داشته باشه....واقعا نمیدونم چی بگم.......
مدیر سابق
کاربر اخراجی
مدیران انجمن