18 azar - zohal

   6 sh

31 Khordad 21

بازی همسایه جهنمی 5 mor

  

+ پاسخ به موضوع + ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

ღ₪۞₪ღ معرفی و نقد فیلم های ایرانی ღ₪۞₪ღ

سلام دوستان به جهت جلوگیری از پراکندگی مطالب ودسترسی به منبع کامل وجامع لطفا هرگونه معرفی ویا اطلاعات درمورد فیلم ...

  1. #1
    Admin آواتار ها
    وضعیت : Admin آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2008
    محل سکونت : بوكان
    نوشته ها : 25,591
    تشکر : 2,151
    تشکر شده 28,242 بار در 9,960 ارسال

    Pakar

    Points: 372,661, Level: 86
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 1,389
    Overall activity: 72.2%

    Icon142 ღ₪۞₪ღ معرفی و نقد فیلم های ایرانی ღ₪۞₪ღ

    سلام دوستان

    به جهت جلوگیری از پراکندگی مطالب ودسترسی به منبع کامل

    وجامع لطفا هرگونه معرفی ویا اطلاعات درمورد فیلم های

    سینمائی ایرانی را دارید در این تاپیک قراردهید.


    با تشکر

    تذکر : در صورت کپی برداری از وبلاگها یا منابع اینترنتی و یا مجلات سینمائی ذکر منبع در پایان نوشته ضروری میباشد

    ************************************************** *********************************

    خنداندن، كاري بسيار دشوارتر از خنديدن است. آنقدر منتقد و ناظر داريم كه گاه تعدادشان حتي از توليدكنندگان و مخاطبان هم افزون‌تر مي‌شود. پس شهامت مي‌خواهد و جسارت كه بخواهيد چنين مردمي را بخندانيد.در اين شرايط 3در4 تنها مجموعه تلويزيوني است كه با بضاعت محدود خود تلاش مي‌كند، در انتهاي يك روز كاري، درست در زماني كه پدرهاي خانواده روي كاناپه‌ي خانه لم مي‌دهند و بچه‌ها شب‌هاي پس از امتحان را تجربه مي‌كنند، تلاش مي‌كند، تا آنها را بخنداند، شب‌هاي آغازين تابستان امسال با 3در4 كمي رنگ و بوي متفاوتي دارد كه چرا كه اگر برق داشته باشيد احتمالا مي‌توانيد حال و روز خودتان را با يكي از بازيگران اين مجموعه همانندسازي كنيد.راستي چرا به هم لبخند نمي‌زنيم؟ چرا از شادبودن و نشاط ديگران لذت نمي‌بريم؟ چه برسر ما آمده كه بخش بيشتر انرژي‌مان را صرف تخريب ديگران مي كنيم؟ از درون خراب هستيم و هميشه به دنبال مچ‌گيري از اين وآن هستيم! كمي براي خنديدن برنامه‌ريزي كنيم. دمي براي شادنمودن قلبي كوچك بينديشيم. به زندگي لبخند بزنيم، به يكديگر لبخند بزنيم وسرانجام اينكه حداقل اجازه ندهيم خنديدن‌مان سهميه‌بندي شود!

    هميشه شروع خيلي سخته، مثل صفحه سفيدي كه تا قبل از خط خطي شدن وحشتناك به نظر مي‌‌رسه اما كافيه شروع كني و كلمه اول روش حك بشه، ديگه اگه خيلي طالب باشي و البته كاربلد، تا آخرين سطر صفحه آخر ادامه مي‌‌دهي. مثل همه كاراي ديگه. شايد اولين كلمه خيلي مهم و فلسفي و زيبا نباشه اما مطمئنا صفحه‌هاي بعدي حرف‌هاي زيادي براي گفتن خواهند داشت.
    4×3 هم صفحه دوم از كارگرداني مجيد صالحي است. صفحه اول كارگرداني‌اش با مجموعه‌اي به نام «آشتي‌كنان» پر شد؛ مجموعه‌اي سفارشي با مضمون پزشكي و پيام‌هاي بهداشتي. حرف‌هاي زيادي زد. از حق نگذريم خيلي بدخط و نازيبا هم نبود اما مهم اين‌كه از صفحه اول بتوني چيزي ياد بگيري و در صفحات بعدي به كار بگيري.
    اگر مجموعه 4×3 طرفدار زيادي پيدا كرده، مطمئنا تجربه قبلي صالحي بي‌تاثير نيست هرچند عده‌اي دوست دارن و عادت كردن به ساز مخالف زدن و مدام نام‌هاي بزرگي كه در تيتراژ مي‌‌بينن رو عاملي اصلي مي‌‌شمرن... نام‌هايي مثل بهرام بهراميان، رضا عطاران، محمدحسين لطيفي و... اين نام‌ها هم بودن و هم نبودن... در جاي خود به عنوان مشاور بودن و همه نقش‌هايي كه اون دسته خاص بهشون نسبت مي‌‌دن، نبودن. براي كساني مثل ما كه از كمي اون‌طرف‌تر همراه و همگام ساخت 4×3 بوديم، واضح و مبرهن است كه سيدمجيد صالحي بيش از آنچه كه در شرح وظايفش مطرح شد، كار كرد و مايه گذاشت.در هر حال از نظر مخاطبان تلويزيون دومين برگ از دفتر كارگرداني اين جوان 33 ساله خوب پر شد.


    حرف‌هاي پشت دوربين
    حرف و حديث و البته مشكلات در خصوص هر كاري هست و البته اين كار كمي بيشتر. حرف‌هايي مثل اين‌كه لطيفي كارگردان اصليه، تهيه‌كننده صالحي رو به عنوان كارگردان نمي‌‌شناسه، صالحي انتخاب لطيفي است نه تهيه‌كننده، عطاران در حد يك اسم حضور داره و...
    چند دقيقه‌اي با مهدي بدرلو برنامه‌ريز و مدير توليد كار همراه شديم تا سر از چند و چون اين حرف‌ها درآوريم. او مي‌‌گويد:
    در اين مدت حرف‌هاي زيادي در مورد اين كار نوشته و گفته شد كه بيشتر آنها درست نيست مثلا اين‌كه كار با لطيفي شروع شد و بعد مجيد صالحي اضافه شد.
    ارديبهشت 86، هسته اوليه 4×3 تشكيل شد كه آقاي لطيفي به همراه آقاي روستايي (تهيه‌كننده) طرح را به آقاي بهراميان دادند. آن زمان فقط يازده قسمت فيلمنامه آماده بود ولي از همان ابتدا مشخص شده بود كه 26 قسمتي است. شايد ابتدا، حضور محمدحسين لطيفي در اين گروه، ايشان را به عنوان كارگردان معرفي مي‌‌كرد اما همان روزهاي اول بود كه از طرف شبكه، آقاي لطيفي را معرفي كردند براي كار «نردباني بر آسمان». مجوز 4×3 از سه يا چهار سال قبل توسط حسن روستايي (تهيه‌كننده) گرفته شده بود. پانزدهم ارديبهشت كارگردان ديگري غير از صالحي براي كار انتخاب شد به نام رامبد جوان كه كار رو شروع كنند. منتهي جوان چند تغيير رو در فيلمنامه اعمال كرد كه نظر هسته مركزي رو جلب نكرد. از اين روجوان رفت به سراغ «نشاني».

    بعد از اين جريان بود كه حسن روستايي به مجيد صالحي اعتماد كرد. صالحي پيش از اين، يك كار ساخته بود و در سريال «ترش و شيرين» علاوه بر بازي، به عطاران مشاوره هم مي‌داد. او هم جواب اين اعتماد رو به خوبي داد.
    در مورد كارگرداني مجيد صالحي خيلي حرف‌هاي ضد و نقيض عنوان مي‌‌شه از جمله: روستايي به عنوان تهيه‌كننده، لطيفي رو به عنوان كارگردان مي‌‌شناسه و صالحي رو قبول نداره و... حتي يك بار من خودم سركار بودم و از خبرگزاري به من زنگ زدند كه فلاني كارگرداني مي‌‌كنه، صالحي روبه‌روي من بود و من احساس كردم حتما اينجاست كه نبايد آدم به چشم‌هاي خودش هم اعتماد كنه!!

    وقتي نام‌هاي بزرگ زياد مي‌‌شه، خوراك شايعه هم به مراتب زياد مي‌شه اما خدا رو شاهد مي‌‌گيرم هيچ‌كدام از اينها در حد يك اسم نبودن و هركدام در جايگاه خودش كمك مي‌‌كرد و البته اين ضعف كارگردان نيست. يك كارگردان مي‌‌تونه از آدم‌هايي كه كارشون رو قبول داره، مشاوره بگيره.
    مجيد صالحي به همراه عطاران و عليرضا مسعودي از همون روزهاي اول كه هسته اوليه تشكيل شد، به عنوان مشاور هنري و بازيگردان، مشاور كارگردان ، نويسنده انتخاب شدن و بعد از اين محمود رضايي به عنوان كارگردان تلويزيوني انتخاب شد كه در كارهاي قبلي عطاران مثل «ترش و شيرين» هم حضور داشت و من بسيار ازشون ياد گرفتم در خصوص نحوه اداره كردن پروژه!
    4×3 در شب‌هاي وحشتناك سرد زمستان 86 فيلمبرداري مي‌شد، هنوز نرسيديم به سكانس‌هايي كه در شب‌هاي 17 درجه زير صفر مقابل دوربين رفت و ما شب كار بوديم.


    وقتي مجيد صالحي به عنوان كارگردان معرفي شد، آقاي بهراميان در سمت مجري طرح چون مي‌خواست صالحي راحت باشد اداره كار رو همه جوره به او سپرد. همين اختيار تام باعث حضور علي صادقي، آقاي كاسبي، مهران رجبي و...شد.
    از جايي كه فيلمنامه با فيلمبرداري يكي شد برنامه‌ريزي به من سپرده شد، پيش از اين حميد همتي اين كار رو انجام مي‌داد.
    قرار بود كار نوروزي باشد كه پانزده قسمت هر روز پخش بشه و مابقي هفته‌اي سه بار و خدا اين لطف رو به بقيه سريال‌هاي نوروزي كرد كه كار ما در نوروز پخش نشه! چون ادعا مي‌كنم اگه پخش مي‌شد بهترين سريال نوروزي لقب مي‌گرفت. خيلي‌ها مي‌گفتن عطاران در حد يك اسم در اين كار بوده اما به جز خواندن تيتراژ ابتدايي، در خيلي از سكانس‌هاي ما حضور فيزيكي داشت و به مجيد مشاوره مي‌داد از جمله سكانس فينال و سكانس مسجد كه پخش شد، هر چند او خودش در پروژه ديگري جلوي دوربين بايد مي‌رفت حتي چند تا از لوكيشن‌هاي ما با نظر مستقيم عطاران انتخاب شد.
    به نظرم ما اگه مدام اسم‌ها را چك كنيم كه كي بوده و كي نبوده انرژي بيش از اندازه و زحمتي كه مجيد صالحي براي كار گذاشته را مي‌بريم زير سوال و اين به نظرم از انصاف به دور است. مجيد خيلي خوب كار كرد كه خدا رو شكر تا اينجا جواب داده و بعد از اين هم سكانس‌هاي بهتري را هم خواهيم داد.
    شبي كه برف بسياري باريده بود و ادارات تعطيل شد ما بالاي تونل رسالت فيلمبرداري داشتيم، بنده خدا آقاي رجبي تا زانو توي برف فرو رفته بود ولي به زيبايي ارائه نقش مي‌كرد.
    روتوش نهايي مونتاژكار با بهرام بهراميان است، با اين‌كه خيلي مشغله داره، ولي هر شب از هفت بعدازظهر تا پنج صبح سر مونتاژ حاضر مي‌شه.
    بودجه اين كار خيلي كم بود اما نه در حدي كه در برخي جاها عنوان مي‌شد كه براي ساخت موسيقي بايد مي رفتيم سراغ آكاردئوني‌هاي پارك ملت.
    در اين كار بيش از 80 لوكيشن داشتيم.
    غلو 4×3 مثل طنزهاي ديگه نيست، درسته كه خيلي سطح پايين صحبت مي‌كنيم اما تمام اين حرف‌ها، دكترمآبانه و روانشناسي شده است.
    جايي عنوان شده علي صادقي بالاترين دستمزد رو گرفته اما اينطور نيست. در كل، تموم دوستاني كه حضور داشتن، پول خوبي گرفتن. خيلي قاطع اين حرف رو مي‌زنم چون كارهاي قبل و بعدشون رو خبر دارم كه از اين كمتر گرفتن.
    علي صادقي براي اين كار خيلي زحمت كشيد و انرژي زيادي گذاشت. با اين‌كه كمردرد داشت اما به رو نمي‌آورد، هرچند ما هم سعي مي‌كرديم زياد اذيتش نكنيم، همينطور آقاي رجبي، آقاي كاسبي هم كه استادند.
    بازيگران ديگري هم وارد قصه مي‌شن مثل شهرام قائدي، خود صالحي و مجيد ياسر، يعني در هر جايي كه احساس شده كمي مردم خسته مي‌شن و بازيگران تكراري، يك بازيگر وارد كار مي‌شه.اگر امروز اين كار گرفته به خاطر اين‌كه خيلي‌ها انرژي گذاشتند.
    در پايان اين كار به مانند همه كارهاي ديگه با تمام مشكلاتي كه داشت ساخته شد و عنوان كردن قسمت‌هايي از تلخي‌ها و مشكلاتش از شيريني‌كار نمي‌كاهد و اگر مي‌بينيد اين روزها مخاطبان زيادي را يك شب در ميان پاي جعبه جادويي مي‌‌نشاند به خاطر اين است كه توليدكنندگانش از بازيگران تا عوامل پشت صحنه و تداركات انرژي زيادي برايش گذاشتند.


    بيوگرافي بازيگران اصلي
    مجيد صالحي: در شهريورماه سال 1354 در تهران متولد شد، دو خواهر دارد و مجرد است. بازيگري را به طور جدي از سال 72 با كلاس‌هاي سمندريان آغاز نمود.
    علي صادقي؛ در سال 1359 متولد شده، در رشته كامپيوتر تحصيل كرده و سال 75 به طور حرفه‌اي وارد بازيگري شد.
    محمد كاسبي؛ چهارم خرداد سال 1330 در تهران ديده به جهان گشود و در رشته بازيگري و كارگرداني سينما تحصيل كرده است.
    مهران رجبي؛ در بيستم ارديبهشت سال 1340 در كرج متولد شد و هم‌اكنون هم ساكن اين منطقه است. تحصيلاتش را در رشته گرافيك به اتمام رساند.
    اشكان اشتياق؛ متولد ششم تيرماه 1361 در تهران داراي مدرك كارداني گرافيك.
    شهره لرستاني؛ 1345 سال تولد اوست. اوج بازي‌اش «ليلي با من است» و آغاز بازي‌اش با فيلم «نياز» عليرضا داودنژاد.
    مجيد صالحي‌: سعي كردم با سه در چهار لبخندي بر لبان مردم بنشانم. هميشه از سبك كارهاي عطاران لذت مي‌بردم او اجتماع را خوب مي‌شناسد و زيبا هم نشان مي‌دهد. اين كار برداشتي است آزاد از كارهاي دوست خوبم رضاي عزيز.
    علي صادقي: در روزهاي سختي فيلمبرداري انجام مي‌شد، سرماي وحشتناك سال پيش، اما وقتي كار رو مي‌بينم تمام اون سختي‌ها رو فراموش مي‌كنم و خستگي از تنم بيرون مياد.
    محمد كاسبي: كار كه خيلي سخت بود اميدوارم نتيجه خوب باشد. مهران رجبي: كار با اين گروه خاطرات خوشي را برايم رقم زد.
    مجيد ياسر: خوشحالم كه گروه به من اعتماد كرد و من رو به جمع سه در چهاري‌ها در وهله اول و خانواده‌هاي ايراني راه داد.
    مريم سلطاني: با توجه به شرايط سخت فيلمبرداري، تمام عوامل به‌خصوص مجيد صالحي براي كار ‌خيلي زحمت كشيدند... اميدوارم حاصل خوبي داشته باشد و اين محصول خوب چيزي نمي‌تواند باشد جز رضايت مردم.
    ناديا دلدار گل[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]. بازيگري قابل كه هنر را تمام و كمال درك كرده. او در هجدهم ارديبهشت سال 1339 به دنيا آمده، ثمره ازدواجش دو فرزند دختر است كه اولي گريمور مي‌‌باشد و دومي گرافيست، او يك نوه پسر هم به نام فرهاد دارد.دلدارگلچين پيش از اين‌كه به بازيگري روي بياورد، در رشته موسيقي تحصيل مي‌كرد اما به خاطر علاقه فراوانش به بازيگري، جذب اين حرفه شد.















    حرف‌هاي جلوي دوربين

    مجيد صالحي هنوز هم معتقد است با هر لبخند مردم، يك دنيا انرژي مي‌‌گيرد. او براي اين كار خيلي زحمت كشيده و اين روزها مزدش رو مي‌‌گيره، هرچند اگه تدوين و مونتاژ كار، فرصتي براي تماشاي كار به او بده.
    چندي پيش باخبر شديم صالحي به خاطر كار بي‌وقفه و بدون استراحت از يك سال پيش براي 4×3 به دليل سابقه بيماري قلبي، دو شبي را در بيمارستان بستري شده اما به دليل تعلق خاطري كه به اين كار داشته، علي‌رغم توصيه پزشك با رضايت خود مرخص شده.
    علي صادقي و مجيد صالحي در كار خيلي خوب با هم هماهنگ شدن، اين را در قسمت‌هاي آتي به خوبي حس خواهيد كرد. ما در پشت صحنه شاهد اين موضوع بوديم.
    بازي متفاوت محمد كاسبي و مهران رجبي و البته بي‌نقص شهره لرستاني و ناديا دلدارگلچين به خوبي نمايان است.
    اشكان اشتياق هنوز بازي در[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]«زير آسمان شهر 1» را در اذهان دارد. او پس از مدت‌ها در قاب تلويزيون حاضر شده.
    پسر كوچك سيروس در اين سريال پسرعموي مجيد صالحي است و نوه آقا رحمان در اين مجموعه خواهرزاده علي مسعودي نويسنده كار است.








    __________________
    ویرایش توسط Yas2a : 11th January 2009 در ساعت 04:05
    [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]"[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]"[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]

    شب های دراز بی عبادت چه کنم
    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
    گویند کریم است و گنه می بخشد
    گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...

    برای تشکر از پست از دکمه تشکر که در زیر هر پست میباشد استفاده فرمایید

  2. 2 کاربر برای این پست سودمند از Admin عزیز تشکر کرده اند:

    ashkan21000 (12th November 2008), atefeh_528 (31st August 2008)

  3. #2
    Admin آواتار ها
    وضعیت : Admin آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2008
    محل سکونت : بوكان
    نوشته ها : 25,591
    تشکر : 2,151
    تشکر شده 28,242 بار در 9,960 ارسال

    Pakar

    Points: 372,661, Level: 86
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 1,389
    Overall activity: 72.2%

    Icon00 گشت و گذاري در پشت صحنه فيلم «وقتي همه خوابيم» ساخته بهرام بيضايي

    ما با حسرت سرخوش‌تريم


    از همان روزي كه خبر منتشر شد و همه فهميدند كه بهرام بيضائي دهمين فيلم بلندش را در تهران خواهد ساخت، وسوسه نوشتن درباره اين فيلم پيش از آن كه از آب و گل بيرون بيايد و راه بيفتد روي پرده سفيد و پاك سينما، مهارنشدني بود. پيدا كردن مكان فيلمبرداري كار سختي نبود. رفتن مانند همه رفتن‌هاي امروز در تهران اگرچه دشوار اما سرانجام به پايان رسيد. باغي در حوالي خيابان فرشته. همه هستند. مشغول و سرحال. سردرآوردن از چند و چون كار حرف و گپ و پرس و جو مي‌خواهد. اين كنجكاوي مدام، سر كشيدن مي‌خواهد و جواب شنيدن. تا مي‌خواهم دست به كار شوم يكي از بازيگر فيلم جلو مي‌آيد: مي‌خواهيد چيزي بنويسيد؟ مي‌گويند لحن در سينما يعني همه چيز. لحن اين بازيگر همه چيز را منتقل مي‌كند. انگار گفته است كه لطفا چيزي ننويسيد. مي‌گويم نه. نمي‌توان به بهاي نوشتن چيزي درباره اين اتفاق، روند بروزش را كند كرد. پس دور و ساكت مي‌ايستم و زل مي‌زنم به اتفاقي كه در حال شكل گيري است. قبول مي‌كنم كه با كسي حرف نزنم. نه سوالي و نه جوابي. مي‌خواهم از هر تكه اين رفتن‌ها و آمدن‌ها. دقت‌ها و حرف‌ها. رنگ‌ها و لباس‌ها. نگاه‌ها و رابطه‌ها. سردربيارم از اتفاقي كه نامش هست: وقتي همه خوابيم. به كارگرداني بهرام بيضائي.
    تهران بيضائي
    تهران و بيضائي هيچ شباهتي به هم ندارند. هرچه اين شهر بي حوصله به تطاول خود ادامه مي‌دهد. بيضائي با حوصله همان چيزي است كه بود. هرچه تهران روز به روز تغيير مي‌كندو چيزي مي‌شود كه ديروز نبود، بيضائي روز‌به‌روز هماني است كه هميشه از او انتظار داريم. هرچه تهران با سرعت قيافه و قواره خود را از دست مي‌دهد،‌بيضائي قواره و قيافه خود را صيقل مي‌دهد. اين‌جاست كه در اولين چشم انداز، اولين چالش شكل مي‌گيرد. در اين طوفان تغيير و بي‌ثباتي ديوارها و درها، بيضائي براي رسيدن به تصويري كه مي‌خواهد مجبور است تهران خودش را بسازد. تهراني كه او مي‌خواهد اين شهر هفت جوش نيست. اين بي سليقه‌گي مكرر. در اين ميان هر فيلم بيضائي با تلاشي شروع و همراه مي شود كه در آن تهران دوباره ساخته مي‌شود. نه به روش پيمانكاران شهرداري و نه به سفارش شهرسازان اداري، به روشي كه در فيلم‌هايي چون «رگبار» و «كلاغ» ديده‌ايم. به روشي كه از «شايد وقتي ديگر» سراغ داريم، به روشي كه از «سگ‌كشي» در خاطرها مانده است. براي دهمين فيلم بيضايي همه چيز دوباره ساخته مي‌شود. همين جا در خيابان فرشته در اين باغ. مهد كودكي برپاشده. مهد كودكي كه در آن بازيگر اول فيلم به ديدار فرزندش آمده است. همه چيز خبر از يك بازسازي جانانه مي‌دهد. ايرج رامين فر و گروهش هر چيزي را ، دوباره ساخته‌اند. خبرهايي كه از فيلم داريم هم اين را تائيد مي‌كند كه رامين فر همچنان در حال ساخت و ساز تهران براي بيضائي است. در چيت سازي و خيابان نوفل‌لوشاتو. كار بازسازي تهران براي بيضائي از خانه و كوچه گذشته و به خيابان رسيده است . خيابان بهار بازسازي شده است. ساختمان سينما اورانوس كه سر در آن را فيلم «خوش خيال» با بازي رضا رويگري و افسانه بايگان نصب كرده‌اند. خياباني عريض و طويل با ايستگاه اتوبوس، تلفن همگاني، سينما، گل‌فروشي،آرايشگاه، بقالي حتي ايستگاه تصفيه خون .... تهران بيضائي با همه تفاوت‌هايش روبروي من است. اين مهد كودك شلوغ واقعي‌تر و زنده‌تر از آن چيزي است كه در مهد كودك‌هاي تهران سراغ دارم. همه چيز رنگ‌خورده و نورديده. اينجا يك سليقه حرف اول را مي‌زند. سليقه‌اي كه ما را مجذوب بيضائي و تهرانش مي‌كند. چيزي كه بيرون از اين باغ گم شده است.
    فيلم بيضائي
    مژده شمسائي روزنامه‌اي در دست گرفته است. خبر روزنامه خبر انصراف او از بازي در فيلمي است. آنچه از خبرها خوانده‌ايم مي‌گويد كه دهمين فيلم بهرام بيضائي فيلم در فيلمي است در باره سينما و بدون شك درباره[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]. سينمائي كه در آن بهرام بيضائي ديده شد. سينمائي همانطور دوست داشتني، كه البته مرداب دست و پاگيري با موانع بسيار است. همانطور كه در آن باشو هست، هزاران غريبه هم هست كه كاري جز نساختن ندارند. وقتي همه خوابيم، فيلمي است درباره يك فيلم و يا فيلمي درباره سينما. فيلمي است كه درآن بيضائي شايد رابطه اش را با اين حرفه توضيح مي‌دهد. رابطه‌اش را با روابطي كه همچون مردابي، استعدادهايش را در خود غرق مي‌كند. در دل همين روابط بود كه بيضائي ديده شد. اما همه مي‌دانيم اين ديده شدن چقدر سخت بوده براي كارگرداني كه اكنون هفتاد ساله است. اين روزها كه همه از صد سالگي اكتشاف نفت در مسجد سليمان حرف مي‌زنند، شايد دهمين فيلم بيضائي بهانه خوبي باشد براي جشن اكتشاف قريحه نابي كه از نياسر كاشان سر برآورد. اگر نفت، نان و اب ماست. بيضايي ها آبروي مايند. اگر بگذاريم، او همچنان در فشاني خواهد كرد. بيضائي كار خودش را مي‌كند. ما چرا كار خودمان را نمي‌كنيم.
    ده فيلم براي هفتاد سالگي بيضائي، كم است. براي سينماي ما كم است. براي تهران كم است. خواندن كارنامه بندار بيدخش و ديباچه نوين شاهنامه تسلي است بر اين راه كه مي‌رويم. انگار ما با حسرت سرخوش‌تريم.
    بازيگران بيضائي
    مژده شمسائي و مجموعه‌اي از بازيگران تئاتر و سينماي ايران بازيگران اين فيلم را تشكيل مي‌دهند. همه جور بازيگر در اين فيلم هست. از بازيگران تئاتر تا بازيگران فيلم هاي تجاري. همه در اين فيلم حضور دارند تا فيلم بيضائي مجموعه‌اي از كنجكاوي را به ارمغان بياورد. در اين صحنه كه من ايستاده‌ام تنها شمسائي هست. حسرت مي‌خورم كه بيضائي را در حال هدايت حسام نواب صفوي نديده‌ام. اما انگار همه چيز در حال ثبت است. همه چيز به نام پشت صحنه در [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید] ثبت مي‌شود. اي كاش از رگبار هم چنين چيزي در دست بود. بيضائي در حال هدايت فني‌زاده.
    كارگرداني بيضائي
    از شواهد پيداست تلاش گروه براي فيلم برداري يك حركت ساده است. شمسائي روزنامه را پائين مي‌اورد و به فرزندش لبخند ميزند. اما همين نماي ساده به سادگي برگزار نمي‌شود. همه چيز در قاب اصغر رفيعي جم بايد به اندازه باشد. جاي دست. صورت به هنگام لبخند و بازي كه ثبت مي شود. دقت و حوصله. تكرار و تداوم. اگر نوشتن از اين صحنه باعث شود كه بيضائي مرا نبخشد دلخوش نوشتن اين جمله‌ام كه گمشده سينماي ايران تشخص سليقه است. در اين سينما آدم با سليقه كم داريم. كدام دانشگاه و مدرسه سليقه به آدم ها ياد مي‌دهد. ياد نوشته بيضائي در سوگ علي حاتمي مي‌افتم، نوشته‌اي با اين عنوان: استاد بي معلم.
    نياسان بيضائي
    در برابر شمسائي بازيگر خردسالي به نام رها رضائي راد(فرزند محمد رضائي راد) بازي مي‌كند. اما ان‌سوتر از قاب پسري در ميان باغ آرام راه مي‌رود كه نگاه هر تازه واردي به او معطوف مي شود. شمرده و با حوصله حرف مي‌زند. هرچه مي‌گويد رنگي از منطق ساده و غير قابل بحثي دارد. او شبيه والدينش شده شده است. هيچ آدمي ادامه ادم ديگر نيست. نامها دال بر نشانه‌اي نيستند. اما نياسان بيضائي به شكل همه جانبه‌اي ما را اميدوار ميكند. علتش را ده سال بعد و يا شايد بيست سال بعد كساني توضيح خواهند داد.
    و... دوباره بيضائي
    جشنوراه امسال. اكران سال بعد. صدر سينماهاي تهران و شهرستان‌ها. بليت‌ها بالاي دو هزار تومان. صف‌هاي تماشاگران برابر سينما آزادي. راه پله‌ها و پله‌هاي برقي. پرده كنار مي‌رود. وقتي همه خوابيم. فيلمي از بهرام‌بيضائي. ما منتظريم.

    منبع : مجله مشق آفتاب
    [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]"[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]"[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]

    شب های دراز بی عبادت چه کنم
    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
    گویند کریم است و گنه می بخشد
    گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...

    برای تشکر از پست از دکمه تشکر که در زیر هر پست میباشد استفاده فرمایید

  4. #3
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    New 1 هميشه پاي يك زن درميان است

    كمال تبريزي همزمان با اكران آخرين ساخته‌ي سينمايي‌اش از علاقه‌اش به ارايه‌ي ساختار تازه در سينما سخن گفت و تاييد كرد كه در كارنامه‌ي فيلم‌سازي اش روند مشخصي نيست و از منتقدان هم گفت كه قصد دارند؛ سليقه‌ي شخصي خود را در سينما حاكم كنند.

    اين كارگردان سينماي ايران با توجه به روند متفاوت كارنامه‌ي فيلم‌سازي‌اش و تجربه‌ي ساخت «هميشه پاي يك زن درميان است» گفت: موضوع و تنوع ساختار فيلم‌نامه‌اي که براي ساخت به‌ ذهنم مي‌رسد يا فرد ديگري آن را پيشنهاد مي‌كند، دليل عمده‌اي است که براي ساخت آن فيلم تصميم بگيرم.

    و مهم اين است که؛ فيلم به‌ كجاي جامعه‌ برمي‌گردد و چه لحني دارد و قصد دارد چه مطلبي را ارايه بکند و منظورم از تنوع ساختاري هم وارد شدن و رفتن به فضاهايي است كه تاكنون در سينماي ايران وجود نداشته و يا حداقل من تاكنون تجربه‌ي آن را نداشتم.
    يکي از بزرگترين مشكلات سينماي ايران که همچون سرطان بر آن سايه افکنده است اين است که براي جذابيت فيلم به خيلي‌ جاها سقوط مي‌كنيم.

    علاقه‌مندم در ژانر تاريخي سينما، ساختار تازه‌اي ارايه كنم

    کمال تبريزي در ادامه تاکيد کرد بر اينکه براي او اهميت دارد که بتواند در ژانر تاريخي سينما، ساختار تازه‌اي را ارايه بکند و در عين حال خاطرنشان كرد: موضوع هم براي من خيلي اهميت دارد، اما صرف اين‌كه موضوع جالب باشد؛ كفايت نمي‌كند بلکه بايد كشش لازم را هم داشته باشد.

    او دوباره تاکيد کرد بر اينکه ساختار و موضوع متنوع باعث مي‌شود، به ساخت يک فيلم علاقه‌مند شود و توضيح داد: گاه مي‌بينيم كه ساختار همان ساختار قبلي است، اما موضوع از چنان‌ گيرايي و جذابيتي برخوردار است كه مرا جذب مي‌كند؛ گاه هم ممكن است موضوع خيلي گيرايي لازم را نداشته باشد اما به لحاظ ساختار و نحوه‌ي بيان خيلي نو و مدرن است و من هم تاکنون آن را تجربه نکردم، پس ترجيح مي‌دهم آن فيلم را بسازم. به‌طور مثال اگر فيلمنامه‌اي در ژانر وحشت به من پيشنهاد شود، شايد به‌ اندازه‌ي ساختار به موضوع آن اهميت ندهم و برايم جالب باشد بدانم كه آيا واقعا مي‌توان در سينماي ايران فيلمي در ژانر وحشت ساخت که تماشاگر با ديدن آن واقعا بترسد، طبيعتا اگر چنين فيلمنامه‌اي نوشته شود و از اين جذابيت هم برخوردار باشد ترجيح مي‌دهم‌ آن را كار انجام بدهم.


    در كارنامه‌ي فيلم‌سازي‌ام يك روند مشخص پيدا نمي‌كنيد

    کارگردان شيدا در ادامه تصريح کرد: با اين تمايلي که مطرح کردم پس در كارنامه‌ي فيلم‌سازي من يك روند مشخص پيدا نمي‌كنيد، در عين حال که ممکن است دركارهاي من نوعي تكرار يا نوعي نگاه خاص را ببينيد. به عنوان مثال به نظر خودم «هميشه پاي يک زن در ميان است» به نوعي شايد بتوان گفت، شکل كامل شده‌ي «گاهي به آسمان نگاه كن» هست.

    تبريزي در ادامه درباره‌ي روند شکل گيري و ساخت اين فيلم هم توضيح داد: فيلم‌نامه‌ي اوليه که رضا مقصودي نوشت با فيلم نامه‌ي فعلي تفاوت دارد. فيلمنامه‌ي اوليه شامل داستان‌هايي بود که براساس قصه‌هاي کتاب «غيرقابل چاپ» سيد مهدي شجاعي نوشته شده بود. داستان‌هاي كاملا مجزايي که فقط يك پل ارتباطي درابتدا و انتهاي آنها وجود داشت و روند داستان‌پردازي معمول نداشت اما الان اين فيلم، يك داستان دارد و در عين حال حس كلاژ‌بودن فيلم‌نامه‌ي اوليه درآن هست و اين حس کلاژ، برگرفته و باقي‌مانده از فيلم‌نامه‌ي اوليه است. در فيلم‌نامه‌ي اوليه اصلا شخصيت يا قهرمان ثابت نداشتيم و اين قهرمان بعدها و براساس شرايط ايجاد شد.

    كناره‌گيري حوزه هنري و تغييرات فيلم‌نامه

    کمال تبريزي روند تغييرات فيلم‌نامه را مربوط به‌زماني دانست که حوزه هنري به‌عنوان تهيه‌کننده فيلم از ساخت اين فيلم کناره‌گيري کرده است و ادامه داد: پس از اين کناره‌گيري سراغ افراد مختلف رفتيم و درنهايت محسن علي‌اكبري تهيه‌کنندگي کار را قبول کرد، به‌هر حال ايشان هم به‌عنوان تهيه‌کننده، نقطه‌نظراتي داشتند که ما را به فيلم‌نامه‌ي کنوني رساند.

    او توضيح داد: شكل فيلمنامه اوليه تا حد زيادي متفاوت بود و شايد بتوان گفت؛ فيلمنامه‌ي اوليه به‌اين اندازه در توفيق مخاطب عام موفق نبود و نگاهش از سطح عاميانه بالاتر و بيشتر جشنواره‌پسند بود. اما طبيعتا وقتي وارد بخش خصوصي سينما مي‌شويم بايد فيلم‌نامه لحن و بيان متفاوتي داشته باشد. به هر حال حرفي كه در هر دو فيلم‌نامه مطرح مي‌شود، حرفي يكسان است؛ با اين تفاوت که مخاطب فيلم‌نامه‌ي اوليه خاص‌تر و فيلم‌نامه دوم و فعلي ، بيشتر است.
    مهم اين است که؛ فيلم به‌ كجاي جامعه‌ برمي‌گردد و چه لحني دارد و قصد دارد چه مطلبي را ارايه بکند و منظورم از تنوع ساختاري هم وارد شدن و رفتن به فضاهايي است كه تاكنون در سينماي ايران وجود نداشته و يا حداقل من تاكنون تجربه‌ي آن را نداشتم.

    منتقدان و فيلم

    او در پاسخ به‌ روند فعلي فيلم و بازتاب منتقدان هم گفت: حتما منتقداني كه از شكل د‌يگري به موضوع نگاه مي‌كنند و نگاه مدرن و روشنفكري خاصي دارند و ممكن است اين موضوع كه فيلم، فيلمي عاميانه است و براي توده‌ي مردم در نظر گرفته شده است، خيلي نظرشان را جلب نكند و به شکل اوليه فيلم‌نامه اگر فيلم ساخته مي‌شد، گرايش بيشتري پيدا مي‌كردند.

    به هر حال اينها، دو گرايش كاملا متفاوت هستند و من معتقدم تمام فيلم‌ها مي‌توانند گروه مخاطبين خود را انتخاب كنند. الان فيلم تبديل‌شده است به فيلمي كه تاثيرات اجتماعي آن برروي مخاطب خيلي بيشتر است و قابل فهم‌تر است اما در شکل اوليه بايد حوزه‌ي ديگري را مخاطب قرار مي‌داديم.

    نمي‌خواهم فيلم‌هاي صرفا پرمخاطب و جشنواره‌اي بسازم!

    تبريزي درباره‌ي رضايت خود از شکل فعلي فيلم هم بيان كرد: به‌شدت راضي هستم، چون سليقه‌ام در سينما اين نيست كه فيلم‌هايم صرفا پرمخاطب يا جشنواره‌اي باشند. سليقه‌ي خودم اين است كه فيلم خوب و كامل بسازم و فيلم بتواند لايه‌هاي مختلف داشته باشد، در جشنواره‌ها‌ مورد توجه قرار گيرد و هم براي مخاطب عام جذاب باشد.

    بنابراين به‌نظرم اگر فيلم بتواند تركيبي از اين دو باشد مي‌توان گفت؛ فيلمي كامل ساخته شده است. به هر حال آرزوي خود من به‌عنوان فيلم‌ساز ساخت چنين فيلمي است که مخاطب عام و جشنواره‌اي داشته باشد و به‌نظرم فيلم «هميشه پاي يک زن درميان است» تا حدي به اين نوع فيلم نزديک شده است.

    اين‌كه فيلم در جشنواره توجه منتقدان و طبقه خاص را جلب نکرد اما مردم از آن استقبال کردند، شايد دليلش اين باشد كه مردم خيلي خوب فيلم را فهميدند و در مقابل منتقدان تقريبا آن را نفهميده‌اند. البته ممكن است تصور شود كه فيلم را فهميده‌اند اما با آن ارتباط برقرار نكرده‌اند كه از نظرم اين‌گونه نيست.

    «هميشه پاي يك زن درميان است» از جنس سينماي تجاري نيست

    او ادامه داد: «هميشه پاي يک زن درميان است» با وجود اينكه از جنس سينماي تجاري به معناي كليشه‌اي موجود هم نيست مردم با آن ارتباط برقرار کردند و به‌نظرم تجربه‌ي بسيار خوبي است و از اين نظر اين فيلم را خيلي دوست دارم. به‌علاوه اين‌كه فقط سعي نكردم مخاطب را در نظر بگيرم چون در هنگام ساخت، فكر مي‌كردم درحال انجام كاري هستم كه جامعه‌ي منتقدين حداقل به‌خاطر نوع ساختار متفاوت و مضموني كه تا به حال در سينماي ايران مورد توجه قرار نگرفته است، به آن توجه خواهند كرد.

    او معتقد است اين فيلم ترکيبي از مفاهيم فرا واقعي است، در عين حال جنبه‌هاي سورئاليستي مفهومي را هم به‌همراه دارد و سعي كرده است تركيبي از اين دو باشد و همچنين لحن طنز هم دارد.

    نقدهاي نوشته شده خيلي تحليل فيلم نيست

    کمال تبريزي درباره‌ي دلايل عدم توجه منتقدان به اين فيلم توضيح داد: فکر مي‌کنم اين شيوه‌ي ساخت، تجربه‌اي تازه است که تاكنون مشابهي براي آن وجود نداشته است، لذا مي‌توان حق داد كه عده‌اي اصلا متوجه آن نشوند. به هر حال نقدهايي كه نوشته شده خيلي تحليل فيلم نيست و بيشتر حسي است.

    به‌نظرم منتقد متعادل بايد تيتراژ اثر را از فيلم حذف بكند و به اين‌كه فيلم توسط چه كسي ساخته شده است، توجه نكند. در اين شرايط است که مي‌توان فهميد چند درصد از اين تحليل‌ها درست است و چند درصد تحليل‌هاي جانبدارانه است.

    او اظهار تاسف کرد از اينکه كليشه‌هايي‌ رايج در سينما، درميان منتقدان هم وجود دارد و آنهم كليشه‌ي روشنفكري است که گروه و دسته‌اي خاص‌ را در بر مي‌گيرد. بنابراين تنها گروهي تکراري از فيلم‌ها براي منتقدين جذاب است و متاسفانه تنوع در سينما مورد توجه قرار نمي‌گيرد. درصورتي كه از نظر من ايجاد فضايي جديد در سينما از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و بايد سعي كنيم فضايي به‌وجود آوريم که سينماي ما از روندي که بر روي يك ويژگي خاص و كليشه‌ا‌ي ثابت شده است خارج شود.

    منتقدان قصد دارند سليقه‌ي شخصي خود را در سينما حاكم كنند

    تبريزي در پاسخ به اينکه منتقدان نقش موثري در سينما دارند، هم گفت: به نظر موثر هستند اما نه خيلي زياد. معتقدم با اين شكلي كه الان هست مانع پيشرفت مي‌شوند، چرا كه قصد دارند سليقه‌ي شخصي خود را در سينما حاكم كنند. البته طبيعتا، اين اتفاق در سينما نخواهد افتاد. چرا كه تعامل واقعي‌ فيلمساز، با مخاطب است و هيچ فيلمسازي فيلم را براي منتقدين يا فقط براي جشنواره نمي‌سازد؛ در واقعيت طبيعتا فيلم بايد براي مردم جامعه ساخته شود. حتي افرادي كه فيلم‌هاي خاص و هنري و جشنواره‌اي مي‌سازند دلشان مي‌خواهد فيلمشان اكران عمومي شود و پر فروش‌ باشد و براي آن تبليغ مي‌كنند و همه‌ي اين تلاش‌ها براي برقراري ارتباط با مخاطب است و گرنه اگر فيلمي ساخته شود كه همه‌ي جايزه‌هاي جشنواره‌هاي دنيا را هم بگيرد ولي سالن سينمايش هميشه خلوت باشد، به‌نوعي نقض غرض است و به نظر مي‌رسد كارگاهي تجربي است كه مي‌تواند در آن نمونه‌سازي شود.

    اما سينماي بدنه‌ي حرفه‌اي به معنايي كه همه‌جا رايج است اين ارتباط برايش مهم است. حتي در جشنواره‌ي كن يكي از بخش‌هاي بسيار مهم آن بازارش است. اگر قرار باشد فيلم‌ها در جشنواره‌ نمايش داده شوند و يك جايزه‌ هم بگيرند اما اين بازار و اين ارتباط و تبادل وجود نداشته باشد. معني‌ ندارد و مفهوم اصلي‌اش را از دست مي‌دهد.

    او معتقد است: اين روند در سينماي ايران از طرف جامعه‌ي روشنفکري که بخشي از آنهم منتقدان هستند، مغفول واقع شده است.

    چيدمان بازيگران «هميشه پاي يك زن درميان است»

    کمال تبريزي درباره‌ي تغيير فيلم‌نامه و روند انتخاب بازيگران هم توضيح داد: بله با توجه به اين تغييرات، بازيگران در برخي قسمت‌ها تغيير كردند. مثلا رويا تيموريان و مسعود رايگان قرار بود در فيلمنامه‌ي اول بازي كنند كه مسائل و مشكلاتي برايشان پيش آمد و نتوانستند درمرحله‌ي بعدي ادامه دهند و البته بايد گفت‌ در بازنويسي انجام‌شده هم امكان حضور آنها نبود اما هنرپيشه ها‌ي اصلي از ابتدا حبيب‌ رضايي و گلشيفته فرهاني بودند؛ اما در نسخه‌ي اوليه حضور کمتري در کل فيلم داشتند.

    او درباره‌ي انتخاب مهران مديري هم توضيح داد: اگر مهران مديري مناسب اين نقش نبود صرف اينكه مهران مديري است هرگز قبول نمي‌كردم. هنگامي كه اين پيشنهاد را تهيه كننده داد به نظررسيد که پيشنهاد خوبي است. به هرحال مهران مديري هنرمند توانايي است و مناسب اين نقش بود و به صرف اينکه مديري است او را انتخاب نکرديم.
    اينها مشكلات عجيب و غريبي است كه گريبان سينما را گرفته و شايد خواستگاه آنها به نوعي برگردد به سطوح عاميانه و تجارتي سينما كه قصد دارد خود را به فرهنگ و هنر موجود در سينما تحميل كند و فقط به منفعت مالي خود بينديشد.

    بسياري از جريانات فرهنگي جامعه ناشي از تاثير زنان است

    تبريزي در پاسخ به اينکه اين فيلم از معدود فيلم‌ها و سريال‌هاي او بعد از «مهرمادري» و «دوران سرکشي» است که زن قهرمان اصلي داستان آن است، گفت: بله قهرمان اصلي اين فيلم زنان هستند و به‌نوعي فيلم درباره‌ي زنان است و مردها را نيز درمقابل زنان قرار داده‌ايم. چرا كه اين فضا از ابتدا هم وجود داشته است و تقابل اين دوجنس را سعي كرديم مورد تاكيد قرار دهيم، اما اولين فيلمي است كه مشخصا قهرمان اصلي يك زن است و نه مرد.

    فكر مي‌كنم كه تربيت اجتماعي يا فرهنگ حاكم بر اغلب جوامع، شكل‌گيري و هدايتش ناشي از حضور زنان است و اين امري است كه به‌صورت طبيعي اتفاق مي‌افتد اما هم زن‌ها غافلند و هم مردها درواقع مي‌توان گفت؛ بسياري از جريانات فرهنگي جوامع ناشي از تاثيرات زنان دراجتماع است.

    خيلي جاها گفتم؛ بيشترين آموزه‌هاي اخلاقي و حتي مذهبي را از مادر بزرگم گرفته‌ام؛ او فردي بود كه سواد خواندن و نوشتن نداشت اما پر از تجربه‌هاي خيلي خاص و متفاوت بود؛ بنابراين طرز تلقي خاصي از تاثير زن درخانواده و اجتماع دارم.

    معتقدم زن تاثير عميق دارد و برخي مفاهيم مادي، معنوي را زنها القا و مديريت مي‌كنند؛ و مردها جنبه‌هاي خشك و مكانيكي جامعه را اداره مي‌كنند ولي در بخش هنري، فرهنگي، آموزشي و اجتماعي نقش زنان به مراتب بيشتر است اما ممكن است اين موضوع را نه زنان بدانند و نه مردان.

    برخي تماشاگران در برابر موضوع فيلم گارد مي‌گيرند

    اين کارگردان سينما درباره‌ي بازتاب اکران فيلمش در بين مخاطبان هم توضيح داد: بعضي‌ وقت‌ها اعتراض مي‌كنند و مي‌گويند چرا آنقدر فيلم ضد زن است؟! من اولين سوالي كه مي‌پرسم اينکه شما فمنيست هستيد و همان لحظه مي‌گويند نه؛ چون علاقه‌اي ندارند اين عنوان به آنها اطلاق شود. و تماشاگران عادي هم برخي افراد (خانم‌ها) در برابر موضوع فيلم گارد مي‌گيرند كه البته هدف فيلم هم هست. چون فيلم قصد ندارد برروي حقانيت زنان صحه کامل بگذارد بلکه ابعاد منفي حضور زن درجامعه را نيز مدنظر دارد. زن و مرد هردو مي‌توانند مثبت يا منفي باشند، اما آنچه در فيلم بر آن تاكيد شده است و كمي فمينسيت‌ها را مي‌رنجاند به اين دليل است که فيلم مطرح مي کند، قدرت اصلي دست زنان است. چون آنها معتقدند زنان همواره مظلوم و شهروند درجه‌ دو هستند، در حاليکه فيلم كاملا برعکس مي‌گويد زن قدرتمند است اما اين قدرت مخفي، پنهان و قابل کنترل است.

    متاسفانه ويترين سينماي ايران كماكان يك پاي لنگ دارد

    کمال تبريزي در ادامه‌ي اين گفت‌و گو از نحوه‌ي پخش و تبليغات «هميشه پاي يک زن درميان است» هم سخن گفت و تصريح كرد: زمانيکه در سينماي ايران پخشي با فكر روشن نداشته باشيم که نخواهد تحولي ايجاد بکند؛ متاسفانه ويترين سينماي ايران كماكان يك‌ پاي لنگ دارد و حتي در بهترين پخش‌ها نيز نگاه به سنت‌هاي گذشته وجود دارد. بسياري هم حاضر نيستند تحولي ايجاد كنند و به شكل جديدي كار كنند و تمام امكانات به‌وجود مي‌آيد؛ اما همه‌ي تبليغات و ساختار آنها كهنه و قديمي و كليشه‌اي است و همواره جريان پخش سينماي ايران جرياني قديمي است كه از گذشته‌هاي فيلم‌فارسي آمده است و حالا شكل و شمايل گرفته و ادعاي موفقيت و شيوه‌هاي درست را دارد؛ در صورتي كه در واقعيت اين‌گونه نيست.

    بهترين پخش آن است كه بتواند حقيقت فيلم را آشكار كند و مخاطب واقعي را به‌ سالن بكشاند، اما در پخش‌هاي معمول كه اين فيلم هم جزء آن است سعي در آن است كه عموم مخاطب را به سالن‌ها بكشانند درصورتي كه مي‌توان گروه مخاطبان را براي فيلم هاي مختلف متفاوت در نظر گرفت. به‌هر حال با توجه به اينکه سيستم پخش اصلا در سينماي ايران مطلوب نيست اما اميدوارم اين فيلم مخاطب خود را جذب کند.

    براي جذابيت فيلم‌ها به خيلي جاها سقوط مي‌كنيم

    اين کارگردان سينماي ايران در بخشي ديگري از گفت‌وگويش مطرح كرد: يکي از بزرگترين مشكلات سينماي ايران که همچون سرطان بر آن سايه افکنده است اين است که براي جذابيت فيلم به خيلي‌ جاها سقوط مي‌كنيم. مثلا يك منتقد هم موقعي كه مي‌خواهد فيلم بسازد، فكر مي‌كند بايد ستاره داشته باشد، درحاليکه فيلمي که قواعدي نو دارد نبايد در آن به سراغ ستاره رفت بلکه بايد سراغ فردي رفت كه از نظر فيزيكي و روحي توانايي اجراي آن نقش را داشته باشد.

    ما هم در دوره‌اي كه دنبال تهيه‌كننده‌ مي‌گشتيم يك تهيه‌كننده‌ي ديگر هم پيدا شد اما او شرطش اين بود كه اين نقش را جبيب رضايي بازي نكند. متاسفانه توجه به تناسب فرد با نقش در سينما وجود ندارد.

    فراموش کرديم تجربه‌هاي گذشته را مثلا پرويز پرستويي وقتي «ليلي با من است» را بازي کرد ، هنرپيشه مطرحي نبود ولي آن نقش را به خوبي بازي کرد و فيلم هم بسيار پرمخاطب بود. اما باز دوستان ما در تهيه و پخش اين تجربه‌ها را فراموش مي‌کنند.

    او معتقد است: اينها مشكلات عجيب و غريبي است كه گريبان سينما را گرفته و شايد خواستگاه آنها به نوعي برگردد به سطوح عاميانه و تجارتي سينما كه قصد دارد خود را به فرهنگ و هنر موجود در سينما تحميل كند و فقط به منفعت مالي خود بينديشد.

    تبريزي در پايان درباره‌ي پرکاري و تجربه‌هاي متفاوت فيلم‌سازي ‌اش هم گفت: قطعا اينگونه است چون عمر محدود است و در اين مدت محدود بايد آنچه در ذهن وجود دارد را ساخت. خيلي از فيلمنامه‌هايي كه پيشنهاد مي‌شوند خوب نيستند و بعضي‌ها هم خوب و با تغييراتي قابل اجرا هستند. بنابراين خودم هم نمي‌توانم پيش‌بيني كنم كار بعدي‌ام چه خواهد بود. مجموعه‌اي از كارها وجود دارد كه بايد شرايطش فراهم شود تا بتوانيم آنها را بسازيم به‌هرحال نمي‌دانيم درآينده چه شرايطي پيش مي‌آيد و اوضاع چگونه خواهد بود. و اين هم يکي از مسائل و مشکلات پيش‌روي فيلمسازان ايراني است که صرفا مخصوص کشور ماست!

    منبع : ايسنا

    [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  5. #4
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    New 1 نگاهي به فيلم «انعكاس»

    انعكاس
    فيلمنامه: محمد هادي كريمي
    كارگردان: رضا كريمي




    بازيگران: كامبيز ديرباز، مهناز افشار، حميد گودرزي و بيتا سحرخيز
    خلاصه داستان: نسيم و شهروز زن و شوهر جواني هستند كه زندگي خوب و مرفهي دارند تا اينكه يك روز «نسيم» با نامزد قبلي اش «سينا» مواجه مي شود. «شهروز» ماجرا را مي فهمد و از طرفي هم همسر سينا به موضوع پي مي برد. در اين گير و دار زن و شوهرها مدام به هم خيانت مي كنند و يا در معرض انجام آن قرار مي گيرند و در پايان همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!
    ***
    داستانهاي مربوط به مسايل خانوادگي همواره از جذابترين موضوعات ادبيات، سينما و تئاتر بوده و يكي از تمهاي بيشتر مربوط به اين موضوع، «خيانت» است كه تا به حال دستمايه آثار بسياري در حوزه ادبيات دراماتيك قرار گرفته و فيلمهاي بسياري در سينماي جهان ساخته شده اند كه بيشتر آنها هم در زمينه جذب مخاطب موفق بوده اند، اما سينماي ايران تاكنون به جز يكي، دو مورد كه بهترين نمونه آن «چهارشنبه سوري» اصغر فرهادي است، نتوانسته در طرح اين موضوع در قالب داستانش موفق باشد.
    رضا كريمي يكي از كارگردانان سينماي ايران است كه در چهار فيلم بلند سينمايي اش همواره علاقه زيادي به طرح موضوع خيانت در داستان فيلمش را نشان داده است. «عشق +2» خيانت يك مرد به همسرش را روايت مي كرد و «تب» بر عكس خيانت زن به شوهر را مطرح مي كرد و در «هزاران زن مثل من» نيز تم خيانت به شكلي ديگر دستمايه كار اين كارگردان قرار گرفته بود.اما «انعكاس»، از منظر طرح موضوع و تم اصلي در سينماي ايران پا را فراتر از محدوده هاي معمول و موجود گذاشته و داستاني پر از خيانت و حقه هاي زن و شوهري را روايت مي كند. خيانت نسيم به شهروز، خيانت شهروز به نسيم، خيانت سينا به همسرش و ...
    شخصيتهاي انعكاس همه خائن هستند و همه آنها، با هر زمينه و منطق من درآوردي به هم خيانت مي كنند!چرا؟ با كدام پيش زمينه؛ به كدام انگيزه و ... اصلا مهم نيست. تنها موضوعي كه در فيلم رضا كريمي مشاهده مي شود، طرح موضوع است. «خيانت»!
    بدتر از همه آنكه كارگردان و نويسنده فيلمنامه بعد از طرح همه اين كجروي هاي اخلاقي و خانوادگي، قصد سرپوش گذاشتن و توجيه كردن آن را هم دارند !نسيم خيانت مي كند، اما پاك دامن و معصوم است؛ شهروز خيانت مي كند، اما خود او مقصر نشان داده نمي شود و باز هم پاك و بخشيده شده به خانواده برمي گردد و سينا هم با يك معذرت خواهي و فداكاري، خودش را از داستان ملودراماتيك فيلم كنار مي كشد و همه چيز به خوبي و خوشي پايان مي پذيرد.
    تنها چيزي كه باقي مي ماند، رسوب افكاري است كه در پي همه رفتارها و اعمال بيهوده و غيرمنطقي آدمهاي داستان در ذهن مخاطب باقي مي ماند. مخاطب فيلم كريمي با داستان و شخصيتهايي مواجه است كه مهمترين كارشان در زندگي، خيانت كردن يا كشف خيانتهاي شريك زندگي شان است. تازه بدتر از اين آنكه به واسطه وجود محدوديتهاي موجود در طرح موضوع، گناهكاران اصلي داستان هم مثل همه داستانهاي ديگر خيانت در سينماي ايران، مردها خواهند بود!
    نسيم با شوهرش تماس گرفته و شهروز به او مي گويد كه براي يك سفر كاري به اصفهان رفته (دروغ و خيانت شهروز) بلافاصله پس از آن سينا هم در حضور نسيم همين دروغ را در مورد همسر خودش تكرار مي كند و باز هم اين مرد داستان است كه خيانتكار نشان داده مي شود. پا پس كشيدن نسيم و حمله او به سينا هم كه بي گناهي زن دوم داستان را ثابت مي كند. پس تماشاگر مي ماند و دو مرد خيانتكار مثل همه مردهاي خائن فيلمهاي سينماي ايران!
    طرح موضوع خيانت در داستانهاي زن و شوهري، رويكردي است كه بايد به صورت منطقي و با در نظر گرفتن همه جوانب و ظرافتهاي عمل، انگيزه و واكنش شخصيتها مورد پرداخت قرار گيرد و مهمتر از آن اينكه مي بايست منجر به دستيابي به يك نتيجه مثبت اخلاقي يا دست كم طرح واقعيتي در مورد زندگي و خانواده بشود.اما اين اتفاق در سينماي ايران هيچگاه رخ نداده و آثاري مثل انعكاس تنها به طرح سطحي و مخرب ناهنجاري هاي خانوادگي و اجتماعي مي پردازد و بدون شك با مطرح كردن بدون پشتوانه موضوعشان، بيشترين لطمه را به سلامت خانواده و جامعه مخاطبانشان مي زنند.
    تماشاگر انعكاس براساس چه منطق و دليلي بايد بي گناهي يا پشيماني شخصيتهاي فيلم را باور كند كه مثل آب خوردن همه هنجارها و اصول اخلاقي خانواده را كه براي هر فردي و در هر جامعه اي پذيرفته شده است، زير پا مي گذارند؟
    فيلم رضا كريمي جز اين جذابيت كاذب، چيز ديگري براي جذب مخاطب در اختيار ندارد.چهار، پنج ستاره جوان و پرطرفدار و فضاها و اتومبيلها و خانه ها و لباس هاي شيك و كشمكش ها و قرار و مدارهاي اين جوانها با هم، تنها شگرد «انعكاس» براي جذب و جلب توجه تماشاگران است و به جز اين رضا كريمي چيز ديگري در اختيار ندارد تا بتواند براي ارتباط و مواجهه با مخاطب مورد استفاده قرار دهد.«انعكاس» موضوع مهمي را مطرح مي كند كه اگر بدون دقت و با سهل انگاري پرداخت شده باشد - كه شده است- مي تواند به موضوعي گمراه كننده و آسيب رسان براي خانواده ها مبدل شود. حتي در خوشبينانه ترين حالت، مي توان اين امكان را براي فيلم در نظر گرفت كه بخشي از تصاوير بدون توجيه و غيرمنطقي آن در ناخودآگاه مخاطب براي هميشه برجاي مي ماند و از بين رفتني نيست.

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  6. #5
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    New 1 «كيش و مات» حيدري در حوالي شيراز كليد خورد


    فيلم سينمايي «كيش و مات» به كارگرداني جمشيد حيدري در لوكيشني در حوالي شيراز كليد خورد. به گزارش سينمايي فارس، «كيش و مات» كه بر اساس فيلمنامه‌اي از خشايار الوند ساخته مي‌شود، داستان جوان جنوبي است كه دست به هر كاري مي‌زند شكست مي‌خورد.
    بر اين اساس، حميد گودرزي، الناز شاكردوست، نيما شاهرخ شاهي و بهنوش بختياري در اين پروژه كه تمام لوكيشنهاي آن در شيراز فيلمبرداري مي‌شود،ايفاي نقش مي‌كنند.
    بنابه گزارش فارس، تازه‌ترين فيلم «جمشيد حيدري» ،سه روز پيش به مديريت علي صادقي كليد خورد.
    در خلاصه‌اي از داستان «كيش و مات» آمده است:جواني جنوبي به نام بهروز دست به هر كاري مي‌زند شكست مي‌خورد. بهروز به جاي اينكه دليل ناكامي‌هايش را بيابد، فكر مي‌كند آدم بدشناسي است و چون بدشناسي‌هايش تداوم مي‌يابد دست به خودكشي مي‌زند. اما چون تاريخ مصرف قرص‌هايي كه خورده گذشته بوده نجات مي‌يابد. بهروز دوباره تصميم به خودكشي مي‌گيرد ولي اين بار يك رزيدنت جوان اعصاب و روان به نام پريسا او رانجات مي‌دهد و براي اينكه مانع خودكشي دوباره او شود قول مي‌دهد ديگر بدشانسي نياورد و حتي يك شانس خيلي بزرگ هم در انتظارش باشد بهروز باور مي‌كند اما تهديد مي‌كند كه اگر چنين نشود خود را خواهد كشت و اين سرآغاز ماجراهاي جديدي است كه براي بهروز شكل مي‌گيرد.
    عوامل اصلي فيلم كيش ‌و مات تهيه‌كننده و كارگردان: جمشيد حيدري، فيلمنامه‌: خشايار الوند با تشكر از پيمان قاسم‌خاني، مدير فيلمبرداري: علي صادقي، چهره‌پرداز، مسعود ولدبيگي، مدير توليد، خسرو تسليمي، مدير تداركات: مجتبي عربي، مجري طرح و مدير روابط عمومي: ناصر سهرابي، تدوين: روزبه حيدري، منشي صحنه و برنامه‌ريز: گلچهره دانش، دستيار اول كارگردان: ابراهيم صميمي، دستيار دوم كارگردان: امين پاييزي، صدابردار و صداگزار: محمد حقيقي، طراح صحنه و لباس: رضا مهدي‌زاد، انتخاب بازيگر: شهرام زماني، سرمايه‌گزاران: جمشيد حيدري و مهندس حميد مددي‌فر، دستيار اول فيلمبرداري: ميكائيل ندائي، دستيار دوم فيلمبردار: حسين قطا، مسئول نور: علي كنگرلو، دستيار لباس: آلما گشتاسب، دستيار صحنه: داوود اميربهادري،
    مجريان گريم: رحيم نداف‌فرد و شهرزاد بيگلر بيگي قاجار، دستيار صدا: هادي بهشتي‌زاد.بازيگران: حميد گودرزي، الناز شاكردوست، نيما شاهرخ‌ شاهي، بهنوش بختياري، علي صادقي، محمدرضا هدايتي، احمدپور مخبر، رحيم حودي، هاشم روحاني، شقايق رهبري، ناصر سهرابي، با حضور: اكبر عبدي، شهره لرستاني، مجيد مشيري، سعيد پيردوست، مهدي ميامي، پوراندخت مهيمن و....

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  7. #6
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    New 1 اکران اولین فیلم تک رنگ ایران با ابوالفضل پورعرب و عسل بدیعی


    فيلم سربلند از فردا در سينما‌هاي آزاد در تهران به نمايش در‌ مي‌آيد.
    بنا بر اين گزارش،سينماهاي فرهنگ، آزادي، فلسطين، گلريز، مركزي، كارون، تهران، جي و پيوند سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم در تهران هستند و اين فيلم به صورت همزمان در دو شهر شيراز و تبريز نيز اكران مي‌شود.
    سربلند داستان دو دوست قديمي به نامهاي علي(سعيد تهراني)و رضا(سروش صحت)در تهران دهه40 است كه عشقي مشترك باعث به وجود آمدن ماجراهايي بين انها مي‌شود.
    ابوالفضل پورعرب،ثريا قاسمي،مريم سلطاني و عسل بديعي ديگر بازيگران اين فيلم هستند.
    «سربلند»براي اولين بار در ايران با سيستم مونوكروم(تك رنگ)ساخته شد است
    سايت اينترنتي فيلم نيز به نشاني[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید] اندازي شده كه شامل عكسها و اطلاعات فيلم است.

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  8. یک کاربر برای این پست سودمند از shahpoor عزیز تشکر کرده اند:

    Sniper _ Elite (20th August 2008)

  9. #7
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    New 1 نگاهی به حواشی فیلم های درحال اکران


    این سال های اخیر، در همان مواجهه اول با فیلمی تازه اکران شده، بارها آه از نهاد تماشاگران سینما بلند شده که حکایت فیلم باز قصه مکرر خیانت و دل سپردن های سبک سرانه است (که کمترین رنگی از مفهوم دلدادگی گرفته اند)، و در این تاکید مشدد و دوباره و چندباره ملال تماشاگر از این قصه های مشابه و به راستی ملال آور پنهان است. شاید پناه گرفتن مخاطبین این سال های اخیر سینمای ایران زیر خیمه کاروانی از کمدی های پوچ انگار و نازل «بازار» این سینما از عواقب چنین ملالی باشد. اما حقیقت این است اگر زبان سینما را بشناسیم و به ظرایف داستان پردازی و پروردن شخصیت های قصه آگاه باشیم، حکایت عشق انسان ها به یکدیگر و داستان تردیدها و وسوسه هایشان هیچ گاه ملال آور و تکراری نخواهد شد و در صورتی که این قصه درست و به قاعده تعریف شود، به قول خواجه کز هر زبان که بشنویم نامکرر خواهد بود. فیلم مورد بحث ما نیز قرار است با مضمون آشنای مواجهه مردی میانسال با دختری جوان، درست میانه مشکلات مرد در زندگی خصوصی اش پیش برود؛ ولی در غیاب شخصیت پردازی صحیح هیچ قصه یی پیش نخواهد رفت و در همان قدم اول متوقف خواهد شد. چنین مضامینی تنها در سایه شناخت دقیق جهان آدم های قصه، گستردن مفهوم عشق و خیانت و عمیق شدن در لایه های متفاوت احساسات انسانی به بار خواهند نشست، و متاسفانه یا خوشبختانه هیچ میان بری هم در این مسیر دشوار وجود ندارد.
    حس پنهان از همان ابتدا با فراموشی مفاهیم فضاسازی و مقدمه چینی برای به ثمر نشستن موقعیت های داستانی، بنا را بر اتفاق و تصادف صرف (و بدون منطق نمایشی) می گذارد. لحظاتی از آغاز فیلم نمی گذرد که مرد قصه (امیر با بازی محمدرضا فروتن) بی مقدمه و از سر اتفاق در خیابان با دختر و پسری جوان برخورد می کند، و اتفاقاً در همان نگاه اول به دختر علاقه مند می شود. گویا برخورد ماشین امیر با دوربین عکاسی دختر جوان بهانه توقف امیر می شود، اما در نمای بعد (نمای بیمارستان) دیگر حرفی از دوربین در میان نیست؛ در عوض قصه می کوشد مرد هر چه سریع تر (و هر چه بی منطق تر) به این دختر ناشناس دل بندد. برادر دختر (بهرام با بازی حامد بهداد) تعادل روانی ندارد و باز اتفاقاً همسر امیر روانپزشک است.

    پس از شکل گیری رابطه (کدام شکل گیری،؟) از آن جا که قصه ناتوان از عمیق شدن در ماهیت چنین روابطی است برای پیش رفتن ناگزیر از تغییر سریع موقعیت داستان است، و در این مواقع دم دست ترین راه فاش شدن رابطه مرد برای همسر است؛ و باز از آنجا که فیلمنامه ناتوان از مکث بر تغییرات درونی آدم ها در چنین موقعیت هایی است، سیمین (همسر امیر) باز با سلسله حوادثی اتفاقی از خیانت امیر باخبر می شود. دوستان خانوادگی آنها تصادفاً امیر و دختر (ندا) را هنگام خرید می بینند و در جای دیگری سیمین تصادفاً موبایل امیر را جواب می دهد و باز اتفاقاً دختر قبل از شنیدن هیچ صدایی حرف می زند و تصادفاً دست مرد رو می شود. از طرفی ندا با برادرش بهرام مشکل دارد، چون اتفاقاً پدر آنها هم با دختری جوان رفته و آنها را تنها گذاشته است؛ چنین منطق ساده انگارانه یی (که تماشاگر خود را به شدت ساده فرض کرده است) آنقدر به شکل افراطی پی گرفته می شود که در میانه های فیلم شک می کنیم نکند با فیلمی کمیک طرفیم و فیلم خودش را زیادی جدی گرفته، در نهایت حجم این «از سر اتفاق»ها آن چنان زیاد می شود که دیگر حتی تصادف هم مفهوم خود را از دست می دهد و با دنیایی به شدت کاریکاتورگونه طرف می شویم که گویی دستی از بیرون آدم ها و حوادث را به گونه یی تحمیلی کنار هم چیده است؛ بنابراین در دورترین فاصله با آدم های داستان نه می توانیم باورشان کنیم و نه برای سرنوشت شان ذره یی نگران شویم.
    حس پنهان در سطح شخصیت پردازی هم به همان میزان فضاسازی و چینش صحیح موقعیت های داستانی ناموفق عمل می کند. شخصیت های فیلم نه انسان هایی هستند منحصر به فرد و نه حتی ویژگی هایی متناسب با جایگاه و موقعیت شان در قصه از خود بروز می دهند. به عنوان نمونه می توان پرسید آیا نباید امیر در قبال همسرش واکنشی متناسب با موقعیت اجتماعی اش (که وجهی از شخصیت اوست) نشان دهد؟ چطور سیمین که روانپزشک به ظاهر موفقی است در تناقض آشکار با حرفه اش (و موقعیتی که به همراه می آورد) در مواجهه با مشکلات خصوصی و زناشویی اش به دم دست ترین رفتارهای غریزی و نابالغ زنانه متوسل می شود و مثلاً برای به دست آوردن دل همسرش غذای مورد علاقه او را می پزد و به راحتی تحقیرهای مدام امیر را تحمل می کند،؟ آیا نباید یک زن روانپزشک از طبقه متوسط جامعه شهری امروز با زنان آشنای فیلمفارسی ها تفاوتی داشته باشد؟ امیدوارم سازندگان فیلم نخواهند این موقعیت متناقض و بی منطق را با مضمون متخصصی که در زندگی شخصی خود وامانده است توجیه کنند، که این موضوع پیچیده تر از آن است که با لبخندهای مصنوعی روانپزشک قصه ما در محل کار و جدل های مدل آقا و خانم اسمیت در خانه به ثمر بنشیند.
    حس پنهان در غیاب داستان پردازی و شخصیت سازی، برای پر کردن حفره های عمیق قصه از کلیشه رایج دیگری هم استفاده می کند؛ حضور آدم های بلاتکلیف که بی مقدمه می آیند و بدون کوچک ترین تاثیری در روند داستان یا غیب شان می زند یا تا پایان در حاشیه و بی تاثیر می مانند، مانند دوستان خانوادگی امیر و سیمین و تمام جوانان اطراف ندا و بهرام. همان طور که پیشتر گفتم عدم درک صحیح از موقعیت ها، لحن فیلم را دچار سردرگمی کرده و در بسیاری مواقع فیلم ناخواسته شکل کمیک می گیرد (مانند تمام بحث های امیر و سیمین در منزل)؛ این مشکل در پایان فیلم به اوج خود می رسد. فیلمنامه که از همان ابتدا هیچ مسیر درستی را نپیموده در انتها هم (به گونه یی پیش بینی پذیر) به بن بست می رسد و چاره یی جز حذف بهرام، روانه بیمارستان کردن امیر و تنها گذاشتن سیمین و ندا نمی بیند. درست جایی که قرار بوده احتمالاً تماشاگر احساساتی شود بیش از هر چیز یاد پایان فیلم مرد عوضی (کمدی محمدرضا هنرمند) می افتیم و خنده تلخی می زنیم به مسیرهای پرغلطی که در انتها همگی به یک جا می رسند.

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  10. یک کاربر برای این پست سودمند از shahpoor عزیز تشکر کرده اند:

    Sniper _ Elite (20th August 2008)

  11. #8
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    Thumb «شب بي‌ستاره» به كارگرداني «خداداد جلالي» كليد مي‌خورد


    فيلم سينمايي «شب بي‌ستاره» به كارگرداني «خداداد جلالي» مراحل پاياني پيش توليد خود را سپري مي‌كند. به گزارش فارس، به نقل از روابط عمومي پروژه، چهارمين فيلم بلند «خداداد جلالي» با عنوان «شب بي‌ستاره» طي 10 روز آينده جلوي دوربين مي‌رود.
    بنابر اين گزارش، در اين فيلم سينمايي بازيگراني چون پولاد كيميايي، امين حيايي، جمشيد شاه محمدي، گوهر خير انديش، خاطره اسدي، جلال شيواييان و سمانه نصري قطعي شده است.
    ساير عوامل «شب بي ستاره» عبارتند از: برنامه ريز: رضا قدياني، دستيار اول كارگردان: محمود تقوايي، طراح گريم: بابك شعايي، صدابردار: حامد صمدزاده، فرانه نصري، مدير توليد: افشين الماسي، مدير تداركات: امير هوشنگ حسيني و مدير روابط عمومي: حميد بروغني.

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  12. #9
    shahpoor آواتار ها
    وضعیت : shahpoor هم اکنون آنلاین است.
    تاریخ عضویت : Jul 2008
    محل سکونت : مشهد
    نوشته ها : 22,293
    تشکر : 1,529
    تشکر شده 12,759 بار در 7,413 ارسال
    Points: 127,203, Level: 50
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 247
    Overall activity: 24.7%

    Naghsh معرفي فيلم مینای شهر خاموش

    کارگردان: امیرشهاب رضویان

    بازيگران: عزت‌اله انتظامی, شهباز نوشیر, صابر ابر, مهران رجبی, رویا جاویدنیا, مریم مسچیان

    .................................................. ....

    ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

    فیلمنامه : امیرشهاب رضویان، آرمین هوفمان، محمد فرخ‌منش مدير فیلمبرداری: داریوش عیاری، محمدرضا سکوت، کلاوس بوش دمانتوس تدوین : فرامرز هوتهم موسیقی متن : داریوش تقی‌پور چهره پرداز : محمد قومی، کریستین مه‌یر صدابردار : یداله نجفی صداگذار : سید محمود موسوی نژاد طراح صحنه و لباس : مهرداد زاهدیان مدت زمان: 120 دقیقه

    .................................................. ....

    خلاصه داستان: دکتر بهمن پارسا، پس از سی و سه سال از آلمان به ایران بر می‌گردد. با یکی از دوستان قدیمی پدرش (پیرمردی به نام قناتی)، به زادگاهشان (بم) می‌روند. دکتر پارسا در پی یافتن عشق گمشده اش، مینا در بم می گردد و رابطه اش تدریجاً با قناتی عمیق‌تر می‌شود.

    .................................................. ....

    يادداشت و جوایز : "مینای شهر خاموش" پس از فیلم "تهران ساعت هفت صبح" سومین ساخته سینمایی رضویان در مقام کارگردان است. فیلم در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر (1385) در بخش مسابقه حضور داشت که در رشته های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش دوم مرد (صابر ابر)، بهترین موسیقی متن، بهترین تدوین، بهترین طراحی صحنه و لباس و بهترین صدابرداری کاندید دریافت سیمرغ بلورین شد که از این بین جایزه ویژه هیات داوران به امیرشهاب رضویان برای کارگردانی تعلق گرفت و از عزت الله انتظامی برای بازی در نقش اول تقدیر شد. همچنین در یازدهمین جشن خانه سینما (1386) هم تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به صابر ابر برای بازی در همین فیلم تعلق گرفت و فیلم کاندید بهترین بازیگر نقش اول مرد (عزت الله انتظامی) و بهترین موسیقی متن (داریوش تقی پور) شد.

    مینای شهر خاموش






















    [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]
    ویرایش توسط shahpoor : 23rd August 2008 در ساعت 08:27

    زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!
    دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.
    امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم


  13. یک کاربر برای این پست سودمند از shahpoor عزیز تشکر کرده اند:

    Admin (23rd August 2008)

  14. #10
    Admin آواتار ها
    وضعیت : Admin آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jun 2008
    محل سکونت : بوكان
    نوشته ها : 25,591
    تشکر : 2,151
    تشکر شده 28,242 بار در 9,960 ارسال

    Pakar

    Points: 372,661, Level: 86
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 1,389
    Overall activity: 72.2%

    Naghsh فيلمبرداري«بيست»به پايان رسيد

    [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]
    فيلمبرداري فيلم «بيست» (عبدالرضا كاهاني) پس از 35 روز فيلمبرداري ، روز پنجشنبه به پايان رسيد.
    به گزارش خبرگزاري فارس ، بيست كه سومين ساخته عبدالرضا كاهاني است ، قصه يك تالار پذيرايي است كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كارند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است 20 روز ديگر تعطيل شود و آنها در روزهاي باقيمانده بايد تلاش كنند اين اتفاق نيفتد.
    فيلمبرداري "بيست" از روز چهارشنبه بيست‌و‌سوم مرداد آغاز شده بود.
    پرويزپرستويي ، مهتاب كرامتي ، عليرضا خمسه ، مهران احمدي ، عليرضا حسيني و فرشته صدرعرفايي ، حبيب رضايي بازيگران اصلي فيلم بيست را تشكيل ميدهند
    ديگر عوامل اين فيلم عبارتند از:تهيه كننده : پوران درخشنده،سرمايه گذار: سليمان علي محمد،نويسنده و كارگردان : عبدالرضا كاهاني
    بازنويسي نهايي : حسين مهكام ، عبدالرضا كاهاني،برنامه ريز و دستيار اول كارگردان : مهران احمدي،دستياران كارگردان : مجيد دربهشتي ، كسري پرتوي،منشي صحنه : شيما منفرد،مدير فيلمبرداري : مسعود سلامي،دستياران،نورپردازي، سينه موبيل :كمال صفري ، هادي منوچهري نيا ، مانلي شجاعي فر ، هادي منوچهرپناه ، حامد درفشي ، سيد عليرضا صفوي ، سعيد احدي
    مديرصدابرداري : عباس رستگارپوردستياران: ميلاد كزازي ، مريم جلالي پور ، مسعود محمدجعفر، مسيح سراج
    مديرتوليد : عباس درخشنده،مشاور توليد : جمهور شكيبا
    مديرتداركات : امير قرباني،دستياران تداركات : سعيد مهتاب ، احمد سليماني
    طراح گريم:نويد فرخ مرزي،مجريان گريم : ارشاد فرهمندي،زهرا كمالي
    طراح صحنه و لباس : عبدالرضا كاهاني،دستياران صحنه و لباس : ميلاد كزازي ، منصور محمد جعفر ، ساديا جلالي پور
    عكاس : جواد جلالي،تصويربرداي پشت صحنه: انوش سعيد نيا
    حمل و نقل : حكمت شهسواري ، افشين جزايري ، ايرج جهانگيرزاده ، بختياري
    مدير امور مالي : عبدالحميد درخشنده
    [. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]"[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]"[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]

    شب های دراز بی عبادت چه کنم
    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
    گویند کریم است و گنه می بخشد
    گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...

    برای تشکر از پست از دکمه تشکر که در زیر هر پست میباشد استفاده فرمایید

+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ماه های تولد افراد مشهور
    توسط secret در انجمن آرشیو بخش گفتگوی آزاد
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 21st December 2008, 15:50
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10th December 2008, 18:43
  3. نقد فیلم اخیر رابرت دنیرو وآل پاچینو( قتل مصلحتی)
    توسط mossio1983 در انجمن سينماي آمريكا (هاليوود)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 7th October 2008, 14:06
  4. زندگی حضرت یوسف در آیینه 20 فیلم سینمایی و تلویزیونی
    توسط shahpoor در انجمن اديان و فرقه هاي مختلف
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 30th August 2008, 10:46
  5. فرهنگ نامهای کهن ایران زمین
    توسط Admin در انجمن تاریخ ایران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 21st August 2008, 03:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید