Nazmarket nazmarket

pak 14 Mordad

14 Mordad

31 Khordad

 

+ پاسخ به موضوع + ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 8 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 77

مهدی سهیلی...اشک مهتاب...

د یر است ای امید جای درنگ نیست صبر تمام شد عشق است و ننگ نیست مردم در انتظار من ...

  1. #11
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض

    دیر است ای امید
    جای درنگ نیست
    صبر تمام شد
    عشق است و ننگ نیست
    مردم در انتظار
    من عاشق تو ام دل عاشق ز سنگ نیست
    دریانورد شو
    بر کوه ها بزن
    از قله ها بیا
    من مرغ خسته ام
    بسیار تیره شب که به الماس اشک ها
    در انتظار شیشه ی شب را شکسته ام
    دیرست ای امید
    بگذر ز رودها
    دریانورد باش
    مرد نبرد باش
    بر شو به کوهها
    هنگامه گرد باش
    از بیشه ها بیا
    بشتاب و مرد باش
    من مرغ خسته ام
    من پای بسته ام
    دیر است ای امید
    س جای درنگ نیست
    صبرم تمام شد
    س عشق ست و ننگ نیست
    مردم از انتظار
    من عاشق توام دل عاشق ز سنگ نیست

  2. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  3. forghoon- 12 dey forghoon -12 dey forghoon- 12 dey

    forghoon- 12 dey  nazmarket   

  4. #12
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض

    خیال تو دل ما را شکوفه باران کرد
    نمیرد آن که به هر لحظه یاد یاران کرد
    نسیم زلف تو در باغ خاطرم پیچید
    دل خزان زده ام را پر از بهاران کرد
    چراغ خانه ی آن دلفروز روشن باد
    که ظلمت شب ما را ستاره باران کرد
    دو چشم مست تو نازم به لحظه های نگاه
    که هر چه کرد به ما ناز آن خماران کرد
    من از نگاه تو مستم بگو که ساقی بزم
    چه باده بود که در چشم نازداران کرد
    به گیسوان بلندت طلای صبح چکید
    ببین که زلف تو هم کار آبشاران کرد
    دو چشم من که شبی از فراق خواب نداشت
    به یاد لاله ی رویت هوای باران کرد
    به روی شانه ز بلبل به شوق یک گل خاست
    چنین هنر غم دلدادگی هزاران کرد
    گلاب می چکید از خامه ات به جام غزل
    شکفته طبع تو را روی گلعذاران کرد


  5. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  6. #13
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض

    غافل!
    اي واي بر آن كس كه دل پاك ندارد
    پير ست و يكي سنبله در خاك ندارد
    شرمي زخدايش نه و بيمي ز عذابش
    يك عمر , گنه مي كند و باك ندارد.

  7. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  8. #14
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض

    چه شامها كه چراغم فروغ ماه تو بود
    پناهگاهم شبم گيسوي سياه تو بود
    اگر به عشق تو ديوانگي گناه منست
    ز من رميدن و
    بيگانگي گناه تو بود
    دلم به مهر تو يكدم غم زمانه نداشت
    كه اين پرنده ي خوش نغمه در پناه تو بود
    عنايتي كه دلم را هميشه خوش مي داشت
    اگر نهان نكني لطف گاهگاه تو بود
    بلور اشك به چشمم شكست وقت وداع
    كه اولين غم من آخرين نگاه تو بود

  9. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  10. #15
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض


    تو نوشین لب ، همه نوشی ، بکام من نمی آیی
    تو مرغ عرش پروازی ، بدام من نمی آیی
    تو مهتاب منی ، اما بشام من نمی تابی
    تو خورشید منی ، اما ببام من نمی آیی

  11. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  12. #16
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض


    موی سپید و بخت سیاهم نگاه کن
    سوز مرابشعله ی آهم نگاه کن
    شاهم ، ولی بملک بلا ، با سپاه غم
    ملکم ببین و خیل سپاهم نگاه کن
    گفتی بمن که : شام تو چون بگذرد بهجر؟
    شام مرا ز روز سیاهم نگاه کن
    بر درد من ز حالم اگر پی نمی بری
    برگریه های گاه بگاهم نگاه کن
    تا صد سخن به نیم نگه ، باز گویمت
    ناز آفرین من ، به نگاهم نگاه کن !

  13. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  14. #17
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض


    آمدی با تاب گیسو تا که بیتابم کنی
    زلف بر یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی
    آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
    خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
    رفتی از پیشم که دور از چشم خود تا نیمه شب
    با نوای لای لای گریه ها خوابم کنی

  15. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  16. #18
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض


    اشک مهتاب
    تو دیروز ، برچشم من ،چشم بستی
    بصد ناز ، در دیده ی من نشستی
    مرا با دو چشمی که آتشفشان بود
    نگه کردی و خنده بر لب شکستی
    زچشم سیه مست ناز آفرینت
    بجان و تنم ، مستی خواب میریخت
    نگاهت چو میتافت بردیده ی من
    بشا م د لم موج مهتاب میریخت
    چو لبخند روی لبت موج میزد
    دل من از آن موج ، توفانسرا بود
    چو نسرینه اندام تو ، تاب میخورد
    مرا حیرت از شاهکار خدا بود
    پی نوشخندی چو لب میگشودی
    بدندان تو بود ، لطف سپیده
    تو گویی که الماس دندان نما بود
    ویا اشک مهتاب ، بر گل چکیده
    بسی رفت و بی مستی عشق بودم
    بچشمت قسم ، مستی از سر گرفتم
    تو دیشب نبودی ، خیالت گواه است
    که او را بجای تو در بر گرفتم
    پس از این ، دلم بی تو چون گور سرد است
    بیا بخت من شو ، در آغوش من باش
    مرو ، بی تو شبهای من بی ستاره است
    تو پروین شبهای خاموش من باش

  17. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  18. #19
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض


    پروانه سوخت ، شمع فرو مرد ، شب گذشت
    ایوای من که قصه ی دل نا تمام ماند
    در دل ای عشق ! سخنها ز تو دارم اما
    عمر بگذشت و حدیث تو بپا یان نرسید
    لاله آسا سوختم در دشت بی پایان درد
    وین گل غم ،غیر اشک چشم من باران نداشت
    لحظه ای بنشین و در چشم غم آلودم نگر
    تا زبان اشک من گوید حکایت های دل

  19. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

  20. #20
    ruya آواتار ها
    وضعیت : ruya آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : TEHRAN
    نوشته ها : 16,487
    تشکر : 4,328
    تشکر شده 20,205 بار در 10,285 ارسال

    Ashegh

    پیش فرض


    شبی سیمین تن مهتاب رویی
    سیه چشمی ، غزالی ، مشکمویی
    تن او از سپیدی ، نور مهتاب
    صفای گردنش چون موج سیماب
    دو زلفش همچو دل در تاب رفته
    لبانش غنچه ی در آب رفته
    در آغوش من آمد رفته از هوش
    گرفتم همچو جان تنگش در آغوش
    ز مویش عطر مریم پخش میگشت
    پی دستی نوازش بخش میگشت
    دو لب بودش ولیکن چشمه ی نوش
    بدیدارش غم دل شد فراموش
    لبانش در سخن گفتن گهر ریز
    لبانی دلفریب و بوسه انگیز
    دو لب ، هستی فزای و عافیت سوز
    فنون عشق ورزی را خود آموز
    لبان بوسه جوی و بوسه خواهی
    بشهر عشق از آن لب بود راهی
    لبش میگفت : بهتر از شرابم
    برای بوسه ای در التهابم
    بیا خاموش کن سوز تب من
    سخنگو شو بلبها با لب من
    بیا شیر و شکر را در هم آمیز
    بکامم شربت هستی فرو ریز
    از این خواهش دلم دیوانه تر شد
    لبان شرمگینم پرده در شد
    بسر مستی لبش را بوسه دادم
    وجودم را بلبها یش نهادم
    نمیدانم در آن لبها چها بود
    که در هر بوسه اش طعمی جدا بود
    مرا بخشید شور زندگانی
    چشیدم از لبش طعم جوانی

  21. 2 کاربر برای این پست سودمند از ruya عزیز تشکر کرده اند:

    faraz (14th December 2009), gole bita (19th August 2009)

+ پاسخ به موضوع
صفحه 2 از 8 نخستنخست 1 2 3 4 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بانک داستانهای کوتاه اما دلنشین و زیبا
    توسط shahpoor در انجمن نثر-داستان-حکایت
    پاسخ ها: 6943
    آخرين نوشته: 28th August 2010, 22:41
  2. يوسف زهرا(ع)
    توسط secret در انجمن امام مهدی (عج) و انتظار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 28th January 2009, 23:06
  3. یکصد خاطره از شهید مهدی زین الدین
    توسط اریانا1 در انجمن خاطرات دفاع مقدس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 21st January 2009, 01:55
  4. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 16th January 2009, 21:25
  5. *** مهدي اخوان ثالث ***
    توسط sAeed در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: 9th October 2008, 08:09

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید