آرامگاه يعقوب ليث صفاري قرون متوالي است که در روستاي شاه‌آباد دزفول قرار دارد. گنبد بلند مضرس (دندانه دار) سفيد رنگ و جلال عمارت بقعه از دور كاملا جلوه‌گر است. در اطراف بقعه، قبرستان وسيعي است كه در آن وجود سنگ قبرهای قديمي، نشانگرتاریخ کهن این بنا مي‌باشد همچنین وجود زمين‌هاي زراعي، برنج كاري و درختان كناردر کنار بنا، زیبایی آن را دوچندان کرده است.
بنا به اظهار مردم محلی حدود 20 الي 25 سال قبل كتيبه‌اي بر روي ديوار گنبد به خط عربي قديم وجود داشته و در آن اسم يقعوب ليث سردار بزرگ و نخستين شهريار ايراني (پس از اسلام) به روشني نوشته شده بود.
در بدو ورود به آرامگاه آن‌چه دل هر بيننده را آزرده مي‌كند تابلوي مخدوش شده سازمان ميراث فرهنگي است كه به عمد نام يعقوب ليث اين سردار نامي تاريخ ايران را با اسپري سياه كرده‌اند و اين عمل نكوهيده دوباره با چسباندن تكه كاغذي(کتیبه) بر بالاي طاق ورودي مقبره به وسيله سيمان كه به ديوار نيز صدمه وارد كرده، تكرار شده است، هم‌چنين نويسنده این کتیبه ضمن توصيفي از شجره نامه قاسم بن عباس بن امام كاظم (ع) سعي در مخدوش كردن حضور مدفن يعقوب ليث دارد و بر همين اساس است كه بعضي‌ها اين بقعه را شابو‌القاسم يا پير شابو‌القاسم مي‌نامند.
اين در حالي است كه محققان و شرق‌شناسان جهان، همگي بر اين عقيده‌اند كه آرامگاه از آن يعقوب ليث صفاري است.
یعقوب لیث یکی از پادشاهان ایران و از دودمان صفاری بود. صفاریان از دودمان‌های ایرانی بودند كه فرمانروایي بخش‌هایی از ایران را به عهده داشتند كه پایتخت ایشان نيز شهر زَرَنگ بود
يعقوب ليث با عشق آتشین به تجدید مجد و عظمت ایران بزرگ پرداخت و با آرزوی احیای زبان فارسی و هویت ایرانی و ستیز با حاکمیت ستمگرانه بیگانه و ایادی آن در سال ۲۳۸ هجری در شهر بست از توابع سیستان و به رهبری عیاران قیام بزرگ خود را آغاز نمود. یقینا او رویای جهانگشایی نداشت وگرنه همان‌گونه که بعدها محمود غزنوی به غارت هندوان پرداخت، یعقوب نیز راه آسان‌تر هند را برای خودکامگی‌های خود بر می‌گزید. ولی او شیرمردی بود که در آیین عیاران برای نجات ایران و ایرانی پرورده شده بود؛ چنان‌که در پاسخ به خلیفه می گوید: "این پادشاهی و گنج و خواسته از سر عیاری و شیر مردی بدست آورده ام، نه از پدر به میراث دارم و نه از تو یافته ام"

او كوشش كرد خلافت عباسي را سرنگون كند و حتي تا نزديكي بغداد نيز پيش رفت، ولي روزگار به او امان نداد و در ماه شوال ۲۶۵هـ.ق به بیماری قولنج مبتلا و در سرانجام در جندي شاپور رخ در نقاب خاك كشيد.
یعقوب ليث را مردی باخرد و استوار توصیف کرده اند. حسن بن زید علوی که یکی از دشمنانش بود او را نسبت استقامت و پایداریش سندان (مرد تنومند) لقب داده بود.
يعقوب ليث بزرگ‌ مردي از توابع سيستان بود كه براي اولين بار توانست دولتي ايراني ايجاد كند كه نه از خليفه عباسي و نه از ديگری پيروي مي‌كرد.